چرا ساکنان منطقه‌ای در بلوچستان پاکستان برای خرید باید ۱۴۰۰ کیلومتر سفر کنند؟

محمد کاظم

شغل,بی‌بی‌سی اردو، ماشکیل
«هیچ جای دیگری در دنیا پیدا نمی‌کنید که مردم آن مجبور باشند برای خرید کالایی که در ۲۵ کیلومتری آنها موجود
است، ۱۴۰۰ کیلومتر سفر کنند.»

مین‌الله بلوچ یکی از ساکنان منطقه‌ای در پاکستان و نزدیک به مرز ایران است که مردم آن در دوره تورم و مشکلات اقتصادی با معضل عجیبی روبرو هستند. کالاهای مورد نیاز زندگی روزمره آن‌ها تنها در ۲۵ کیلومتری محل زندگی‌شان با قیمت ارزان در دسترس است، اما اجازه رفتن به آنجا را ندارند.

به همین دلیل آن‌ها برای دسترسی به کالاهای معمولی نیز مجبور به تحمل سفری سخت و طاقت‌فرسا هستند که به گفته او دست کمی از شکنجه ندارد.

شما هم قطعا فکر می‌کنید که چه دلیل موجهی وجود دارد که مردم این منطقه باید با چنین مشکلی دست و پنجه نرم كنند؟

پاسخ به این سوال بسیار ساده است. این منطقه در بخش ماشکیل در ناحیه واشک بلوچستان پاکستان قرار دارد، که در آن شن‌های بیابان همه جا گسترده است، اما سایه، آب و جاده نایاب است.

این منطقه که در حدود ۷۰۰ کیلومتری جنوب غرب کویته، مرکز ایالت بلوچستان واقع شده، از دسترسی به یک جاده آسفالت هم محروم است. با وجود این تا چند سال پیش این محرومیت به اندازه الان محسوس نبود، به این دلیل که مردم محلی می‌توانستند کالاهای مورد نیاز خود را با قیمت بسیار مناسب از منطقه‌ مرزی در داخل خاک ایران، که فقط ۲۵ کیلومتر با آنها فاصله دارد، خریداری کنند.

علاوه بر این بزرگترین منبع درآمد ساکنان این منطقه بیابانی هم با مرز ایران مرتبط بود؛ درآمدی که از خرید و فروش قاچاقی نفت و سوخت ایران تامین می‌شد.

اما چند سال پیش کنترل مرزها شدیدتر شد و پس از اعمال محدودیت‌ها، خرید و فروش کالاهای ارزان ایرانی دیگر میسر نبود. پس از آن، به گفته ساکنان محلی، آن‌ها مجبور بودند کالاهای مورد نیاز خود را،‌ گاهی ۴۰۰ برابر گران‌تر، از شهر کویته بخرند که مسیر رفت و برگشت آن ۱۴۰۰ کیلومتر است. آنها می‌گویند بعد از اعمال محدودیت‌های مرزی، حتی کالاهای ارزان ایرانی هم با قیمت گرانتر به فروش می‌رسد.

اما همیشه وضعیت در این منطقه این طور نبوده است. احمد بخش لهری، دبیر کل سابق ایالت بلوچستان پاکستان، مدت‌ها است که به عنوان معاون ریاست ناحیه مرزی چاغی خدمت می‌کند. به گفته او «در گذشته، بر اساس توافق‌نامه مرزی، به چوپانان هر دو کشور اجازه داده می‌شد تا عمق ۶۰ کیلومتری در داخل مرز کشور دیگر تردد کنند. مردم هر دو طرف هم می‌توانستند کالاهای خود را برای فروش تا ۶۰ کیلومتر به داخل مرزهای یکدیگر ببرند.»

باید توجه داشت که معاش و اشتغال مردم در بیشتر نواحی مرزی بلوچستان پاکستان با ایران و افغانستان، وابسته به گذرگاه‌های مرزی است. ساکنان پنج ناحیه‌ ایالت بلوچستان که با ایران هم‌مرز هستند، برای تهیه مواد غذایی خود چشم به ایران دارند. این پنج ناحیه عبارتند از چاغی، واشک، پنجگور، کیچ و گوادر.

مقامات اداره مالیات و گمرک پاکستان همواره معتقد بوده‌اند که قاچاق کالا در مرز بلوچستان در مقیاسی وسیع انجام می‌شود که به اقتصاد و صنعت این کشور آسیب جبران‌ناپذیری وارد می‌کند.

یک سفر دردناک


بی‌بی‌سی به ماشکیل سفر کرد تا ببیند آیا واقعا این منطقه دورافتاده پاکستان از این همه مشکل رنج می‌برد و آیا سفر به اینجا واقعا به همان سختی است که می‌گویند.

در طول سفر، وقتی جاده آسفالت تمام شد، متوجه شدیم که بقیه مسیر، در پنج ساعت باقی‌مانده، از وسط بیابان می‌گذرد و اگر راننده ناشی باشد، ممکن است در گرمای شدید راه را گم کند و جانش را از دست بدهد.

اکرام احمد، راننده ما، گفت که حتی رانندگان محلی هم ترجیح می‌دهند در قالب کاروان سفر کنند.

در مسیر سفر به ماشکیل، منطقه‌ای به نام «بگ» نیز وجود دارد که می‌تواند مشکلات جدیدی ایجاد کند. در جریان بارش‌های سنگین، سیلابی که از طرف ایران و دیگر مناطق در اینجا جمع می‌شود، راه را می‌بندد و دسترسی این منطقه به بقیه نقاط پاکستان را اغلب به مدت سه ماه یا بیشتر قطع می‌کند.

در این بیابان ما نه سبزه دیدیم، نه درختی که سایه‌ای داشته باشد، نه آب و نه هیچ گونه تسهیلات دیگر.

بازاری که قیمت همه چیز در آن چند برابر شده

حتی پس از رسیدن به ماشکیل، چشم‌انداز پیش روی ما تغییر چندانی نکرد. در شهر مغازه‌هایی بود که همه چیز در آن‌ها بسیار گران بود، اما هیچ بانکی وجود نداشت. بازنشستگان دولت برای دریافت مستمری خود به دالبندین می‌روند.

عبدالله، کارمند بازنشسته، می‌گوید از ۲۸ هزار روپیه حقوق بازنشستگی او، ۶۰۰۰ روپیه خرج اجاره و غذا می‌شود.

در این منطقه دورافتاده و بسیار محروم بلوچستان، مردم از صحبت جلوی دوربین ترس بیشتری داشتند. اما هر کس با ما صحبت کرد، این سوال را مطرح کرد که چرا باید برای خرید کالاهایی که در فاصله ۲۵ کیلومتری موجود است، مسافتی ۱۴۰۰ کیلومتری را طی کنند.

در بازار با رحیم داد ملاقات کردیم. او گفت که مردم ترجیح می‌دادند از ایران خرید کنند «چون کالاها بسیار ارزان بود».

عبدالله، کارمند بازنشسته، گفت که از ۲۸ هزار روپیه حقوق بازنشستگی او، ۶۰۰۰ روپیه خرج اجاره و غذا می‌شود

«قبلا یک لیتر روغن خوراکی ایرانی با قیمت ۷۰ تا ۱۰۰ روپیه در دسترس بود. اما الان ۴۰۰ تا ۵۰۰ روپیه است. کیسه آرد ۴۰ کیلویی که با قیمت ۶۰۰ روپیه از ایران می‌آمد، الان به بیش از ۵۰۰۰ روپیه رسیده است.»

«کپسول گاز ۱۰ کیلویی ایران را ۶۰۰ روپیه می‌خریدیم و در زمستان ۸۰۰ روپیه بود. الان به دلیل محدودیت‌ها، کپسول‌هایی که از نقاط دیگر پاکستان می‌آید، حتی با قیمت ۴۰۰۰ روپیه هم پیدا نمی‌شود.»

در یک مغازه قصابی با یکی از مشتری‌ها به نام امین‌الله بلوچ آشنا شدیم. او هم شکایت مشابهی داشت.

«گوشت مرغی که از پاکستان می‌آید، تا ۸۰۰ روپیه به فروش می‌رسد اما یک و نیم ماه پیش قیمت آن به کیلویی ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ روپیه رسیده بود. زمانی که مرز باز بود، گوشت مرغ ایرانی با قیمت کیلویی ۲۵۰ تا ۳۰۰ روپیه به دست ما می‌رسید. گوجه‌ فرنگی و سبزیجات دیگر هم بسیار ارزان بود، اما الان مجبوریم هر چیز را گران بخریم.»

نصیر کبدانی، روزنامه نگار محلی، در پاسخ به سوال ما درباره علت بسته شدن تعداد زیادی از مغازه‌های منطقه گفت: «وقتی مرز باز بود، این مغازه ها کار می‌کردند و آنقدر تردد وسایل نقلیه و مردم در این منطقه زیاد بود که عبور و مرور سخت شده بود. اما اکنون اینجا به ویرانه تبدیل شده است.»

یکی از فروشنده‌ها گفت که قیمت تمام‌شده کالاهای ایرانی هم به دلیل بالا بودن هزینه حمل و نقل افزایش یافته است.

او گفت «کراچی و پنجاب در یک گوشه پاکستان هستند در حالی که ماشکیل در گوشه‌ای دیگر است. به همین دلیل هزینه کالاهای پاکستانی هم تا رسیدن به اینجا، بسیار زیاد می‌شود.»

در اینجا با شکرالله آشنا شدیم که شغلش رانندگی است و از جمله افرادی است که محدودیت‌های مرزی روی کارش تاثیر گذاشته است. او گفت «به خاطر خدا، تجارت و حمل و نقل کالاهای خوراکی از مرز نباید بسته شود، چون همه خواهیم مرد.»

ظریف بلوچ، یکی از رهبران سیاسی محلی، گفت «شاید در دنیا کمتر نمونه‌ای وجود داشته باشد که مردم برای تهیه کالاهایی که در ۲۵ کیلومتری آنها موجود است، مجبور شوند ۱۴۰۰ کیلومتر سفر کنند.»

دلیلش این است که مرز با سیم خاردار مسدود شده و پس از دوره همه‌گیری کرونا بسیاری از گذرگاه‌ها هم بسته شده‌اند. قبل از آن مردم می‌توانستند به صورت قانونی کالاهای خوراکی را از این گذرگاه‌های مرزی وارد کنند.

چند هفته پیش، جیئند بلوچ، که برای جلب توجه به مشکلات مردم ماشکیل، یک راهپیمایی اعتراضی طولانی به سمت کویته را سازماندهی کرد، به بی‌بی‌سی گفت که پس از نصب سیم خاردار، فقط چند نقطه عبور مرزی باقی مانده که تنها از یکی از آن‌ها اجازه وارد نفت ایران در مقیاس محدود وجود دارد.

اسماعیل بلوچ و خان محمد، که هر دو از ناحیه پا کم‌توان جسمی هستند، از جمله افراد محلی بودند که برای اعتراض به سوی کویته راهپیمایی کردند.

آن‌ها به ما گفتند که در کویته مقامات به آن‌ها اطمینان داده‌اند که «یک گذرگاه برای آمد و شد باز خواهد شد… اما بیش از یک ماه و نیم گذشته و هیچ اقدامی صورت نگرفته است.»

ظریف بلوچ می‌گوید: «ما به دولت می‌گوییم که هر چقدر می‌خواهید در مرز سخت‌گیری کنید اما شما را به خدا، گذرگاه‌هایی را برای انتقال کالاهای خوراکی و سوخت باز کنید.»

دلیل این تقاضا فقط دسترسی به کالای ارزان نیست، بلکه مسئله اشتغال نیز مطرح است. فدا حسین دشتی، یکی از اعضای کمیته اجرایی اتاق بازرگانی و صنایع کویته و رئیس سابق آن، می‌گوید «در نواحی مرزی بلوچستان که در مجاورت ایران قرار دارد، تنها منبع کوچک درآمد و اشتغال، تجارت مرزی است».

او گفت که «با توجه به شرایط اقتصادی پاکستان، دولت توان مالی تامین کالاهای ارزان‌قیمت و جایگزین ارزان سوخت ایران را برای مناطق مرزی ندارد، چون این مناطق آنقدر دورافتاده هستند که دولت حتی نمی‌تواند برای استفاده خودش به آنجا سوخت برساند.»

به گفته او «با واردات سوخت از مرز، در ارز خارجی پاکستان صرفه‌جویی می‌شود چون تمام تجارت در مرز ایران با پول محلی انجام می‌شود.»

موضع دولت چیست؟

احمد زیب کاکر، سرپرست اجرایی ماشکیل، در مصاحبه تلفنی گفت که دولت به زودی گذرگاه مزه سر را که در مرز ایران واقع شده، باز خواهد کرد.

از سوی دیگر، میر شعیب نوشیروانی، وزیر دارایی بلوچستان، در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی اذعان کرد که مناطق مرزی بلوچستان با محرومیت و عقب‌ماندگی بیشتری روبرو هستند.

«در بودجه، مبالغی در نظر گرفته شده، اما به درستی استفاده نمی‌شود. اگر این بودجه‌ها به درستی به کار گرفته می‌شد، وضعیت فرق می‌کرد و مردم به امکانات بیشتری دسترسی داشتند.»

او گفت که مردم مناطق مرزی صدها سال است که در آنجا زندگی می‌کنند و اقوام آن‌ها نیز در آن سوی مرز هستند. «اما شرایط آن زمان و امروز متفاوت است.»

او گفت «اگر تجارت مرزی متوقف شود، مردم مناطق مرزی آسیب زیادی خواهند دید و تا زمانی که جایگزینی وجود نداشته باشد، توقف آن مشکلات زیادی ایجاد خواهد کرد.» با این حال، به گفته او، برای تجارت مرزی باید استانداردهای بین‌المللی رعایت شود.

شعیب نوشیروانی گفت که «مردم ماشکیل می‌خواهند که گذرگاهی برای آن‌ها باز شود تا بتوانند مواد غذایی و کالاهای دیگر را برای خود بیاورند». او ابراز امیدواری کرد که این مشکل حل خواهد شد.

بعد از شنیدن درخواست‌ها و مطالبات فراوان، ما سفر بازگشت خود را آغاز کردیم و بار دیگر از همان صحرا عبور کردیم که در آن گرد و غبار چهره‌ها را می‌پوشاند و گلو را خشک می‌کند.

در حین عبور از این بیابان، وانتی را دیدیم که دچار نقص فنی شده بود. وقتی نزدیک شدیم، فهمیدیم که مسافران، از جمله زنان و کودکان، آب نداشتند، و ما به آنها آب تعارف کردیم.

عزت‌الله، یکی از مسافران، گفت که خودروی آن‌ها در گرمای شدید به مدت دو ساعت خراب شده بود و زنان و کودکان نیز در آن بودند. او گفت که «اگر خودروی شما نمی‌آمد، نمی‌دانم در این گرمای شدید چه اتفاقی برای آن‌ها می‌افتاد».

او گفت بسیاری در این صحراها به دلیل گرما و تشنگی جان خود را از دست داده‌اند.

«دولت باید یک جاده آسفالت بسازد و در این بیابان‌ها آب و سایه فراهم کند تا مردم در شرایط دشوار جان خود را از دست ندهند.»

Leave a Reply

Your email address will not be published.