تامين کمبود بودجه دولت ايران از طريق سه نرخى کردن ارز خارجى

تامين کمبود بودجه دولت ايران از طريق سه نرخى کردن ارز خارجي

پول ایران، ریال، از زمانی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده تصمیم گرفت به طور یکجانبه از توافق هسته ای ایران در سالهاى  گذشته خارج شود، دچار کاهش شدید ارزش شده است. تورم و مجازات تحریم‌های اقتصادی ایالات متحده عملاً ایران را از بیشتر اقتصاد جهانی جدا کرده است، و دولت را وادار کرده است که برای تامین ارز خارجی برای پرداخت کالاهای بشردوستانه تلاش کند – و مردم عادی ایرانی را مجبور کرده است که فقط برای گذران زندگی خود با مشکل مواجه شوند.

تحریم های متناوب و مشکلات مالی از زمان انقلاب 1979 این کشور در بافت اقتصاد ایران در هم تنیده شده است و سیستمی از نرخ های ارزهای خارجی چند لایه را به وجود آورده است که – انصافاً – گاهی حتی برای ایرانیان نیز گیج کننده است.

به سه نرخ ارز موجود:

در حال حاضر ایران دارای سه نرخ ارز است. نرخ بازار آزاد، نرخ رسمی و نرخ نیما (اگر می خواهید بدانید نیما مخفف چیست، به خواندن ادامه دهید).

نرخ بازار :

این نرخ مبادله ای است که به دقت نشان می دهد که برای خرید یک دلار آمریکا چند ریال نیاز است. در دسترس ترین و رایج ترین نرخ در سراسر کشور، نرخ بازار آزاد در دو دهه گذشته بیش از سه برابر شده است. اما در سه ماه گذشته تقریباً تثبیت شده است و حدود ۶۶ؚ۰۰۰ؚ۰۰ ریال اکنون به ۱ دلار رسیده است.

نرخ نیما:

نیما مخفف فارسی یک سامانه ارزی آنلاین است که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران (CBI) در آوریل 2018 راه اندازی شد. به زبان ساده، این بازاری است که صادرکنندگان ایرانی می توانند درآمدهای ارزی خود را به ریال ایران بفروشند. نرخ ارز نیما ارزش ریال بالاتری نسبت به نرخ بازار آزاد دارد.

اگر نيما معامله بدتر از بازار آزاد است ؚ پس چرا بعضى از نرخ نیما استفاده ميکند ؟

صادرکنندگان از آن استفاده می کنند زیرا مجبور هستند. نیما برای اطمینان از اینکه CBI ارز خارجی کافی برای پرداخت هزینه واردات مواد غذایی، دارو و سایر کالاهای بشردوستانه را حتی زمانی که ریال ایران به سرعت کاهش می‌یابد، تأسیس شده است.

نرخ نیما از ابتدای شروع به کار به تدریج افزایش یافته است تا به نرخ بازار آزاد نزدیک شود و اکنون در حدود ۴۱ؚ۱۸۹ ریال تا ۱ دلار در نوسان است.

در مورد نیما باید بدانم؟

نیما فقط در حواله معامله میکند، یک سیستم اسلامی برای انتقال پول به مکانهای دور – معمولاً در آن سوی مرزها – که خارج از سیستم بانکی رسمی عمل میکند (که زمانی مفید است که اکثر بانکهای کشور به دلیل ایالات متحده از سیستم مالی جهانی قطع شده باشند. تحریم ها).

در انتقال حواله، دلال ها در شبکه ای که بر اساس اعتماد ساخته شده است، فعالیت می کنند. هزینه کمتری نسبت به انتقال پول از طریق سیستم بانکی رسمی دارد، و در سطح جهانی، برای کارگران مهاجری که می خواهند حواله های خود را به خانه ارسال کنند، بسیار محبوب است.

 پس نرخ “رسمی” ارز در ایران چقدر است؟

نرخ رسمی ارز 42000 ریال به 1 دلار است. این یک نرخ یارانه دولتی است که ارزش ریال را بسیار بالاتر از نرخ بازار آزاد دارد. در حال حاضر، نرخ رسمی فقط برای واردات کالاهای ضروری استفاده می شود، که مراکز دولتی و افراد و شرکتهای وابسته به دولت از آن استفاده ميکنند. اما همیشه اینطور نبود.

قبلا چه اتفاقی می افتاد:

در واکنش به تشدید بحران ارزی در آوریل 2018، دولت حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، بطور مصنوعی نرخ بازار آزاد را با نرخ رسمی ارز «یکسانسازی» کرد و اعلام کرد که استفاده از سایر نرخها ى خارج از این نرخ واحد، معادل قاچاق است.

 نرخ یکسان سازی مصنوعی به سرعت از بین رفت و دولت مجبور شد سایر نرخهای ارز را که در اقتصاد ایران بازی میکردند به رسمیت بشناسد.

چرا نرخ ارز یارانه ای «رسمی» وجود دارد؟

برای حمایت از مصرف کنند گان ایرانی به یاد داشته باشید، نرخ رسمی برای خرید کالاهای ضروری بشردوستانه که از تحریم های ایالات متحده معاف هستند، استفاده می شود. اگر خرید آن کالاها از طریق نرخ ارز رسمی یارانه نمیشد، خریداران نهایی آن محصولات ضروری می توانستند شاهد جهش ناگهانی و چشمگیر قیمت باشند و قادر به خرید آن کالاها نباشند.

اگر تاریخ مدرن اقتصاد ایران نشانه ای باشد، بله. در واقع، انتظار میرود که CBI به زودی یک «بازار ارز تنظیم شده را راه‌ اندازی کند که – حداقل در ابتدا – معاملات نقدی کلان را برای «کشف نرخهای واقعی» انجام دهد.

این ممکن است نرخ چهارم را در کوتاه مدت ایجاد کند، اگرچه ممکن است کشور را به سمت یکسان سازی واقعی نرخ سوق دهد.

یکسان سازی نرخ ها در واقع یکی از وعده های مبارزات انتخاباتی روحانی بود و دولت به طور پیوسته در حال پر کردن شکاف بین نرخ رسمی و نرخ بازار آزاد قبل از اعمال تحریم های آمریکا بود.

مقامات از آن زمان گفته اند که چند نرخ ارز یک ضرورت تاسف بار است در حالی که تحریم های ایالات متحده اقتصاد ایران و به تبع آن زندگی مالی مردم عادی ایرانی را ویران می کند.   ایران پس از جنگ هشت ساله ایران و عراق در دهه 1980 با 12 نرخ ارز مختلف مبارزه می کرد.

از آن زمان تاکنون هر دولتی تلاش خود را در یکسان سازی نرخ ها امتحان کرده است، اما در نهایت شکست خورده است. به این دلیل که اکثر دولتها سعی کردند به طور مصنوعی نرخ ریال را مانند دولت روحانی در سال گذشته ثابت کنند.

نرخ های چند گانه چه بر سر اقتصاد ایران آورده است؟

اتفاق نظر وجود دارد که اقتصاد باید در درازمدت به سمت یکسان سازی نرخ واقعی حرکت کند، زیرا نرخ های چند گانه باعث فساد می شود و فعالیت های رانت جویانه را امکان پذیر می کند (بیش از آنچه که فرد وارد می کند از اقتصاد خارج می شود).

رژیم چندلایه ارزی و تلاش های ناموفق برای از بین بردن آن نیز در کاهش مداوم ارزش ریال ایران در طول سال ها نقش داشته است. البته دولت در یکسان سازى نرخ ارز جدى نيست و صحبتهاى يکسان سازى ارز براى سرگرم نگه داشتن مردم و فرار از يکسان سازى است٠ اگر دولت در يکسان سازى نرخ ارز جدى بود؛ خيلى راحت؛ ميتوانست همه نرخهاى ديگر را بر دارد و فقط نرخ ازاد را نگه دارد و براى تثبيت قيمت دلار به ريال؛ بانک مرکزى به خريد و فروش دلار به پردازد٠ به ايک شکل٬ هر زمانى قيمت دلار بالا برود٬ بانک مرکزى دلار به بازار تزريق کند؛ يعنى دلار بيشترى بفروشد که دلار فراوان باشد؛ و هر زمانى که ارزش ريال در مقابل دلار بالا برود؛ ريال بفروشد٠ يا اگر قيمت ريال پايين برود؛ ريال کمترى به بازار تزريق کند٠ بر اين اساس ارزش واقعى ريال بر اساس در آمد ناخالص کشور مشخص ميشود٠ و نيازى به سردرگم کردن مردم و تاجران ايران نيست٠ کشور ژاپن؛ امريکا؛ بريتانيا؛ فرانسه٬ سوئد؛ بلژيک؛ هلند؛ آلمان؛ ايتاليا؛ و همه کشورهاى صنعتى به اين شکل عمل ميکنند٠

اما مهمترين موضوع چند نرخى در ايران؛ سوء استفاده از مصرف کنندگان ايران است. دولتهاى ايران هميشه با کمبود بودجه مواجه هستند. يکى از راههاى جبران کمبود بودجه اخذ ماليات است؛ اما اخذ ماليات بر جيب مصرف کننده تاثير مستقيم دارد و تاثير مستقيم در نارضايتى عموم مردم از حاکميت و دولت دارد. اگرچه دولت احمدى نژادؚ ماليات ارزشى را عملى کرد و قيمت اجناس و خدمات را بالا بردؚ ولى اکثر مردم متوجه اين موضوع نشدند و هنوز هم بسيارى موضوع ماليات ارزشى را درک نميکنند. در باره ماليات ارزشى در پايان اين مطلب صحبت خواهيم کرد.

ارز چگونه به ايران منتقل ميشود.

به دليل تحريمهاى کمر شکن امريکا بر ايران؛ همه راه هاى انتقال پول از طريق ارز الکترونيکى بسته است. سويفت که همه معاملات ارزى الکترونيکى را انجام ميدهد؛ حسابهاى ايران را بسته است؛ فدرال واير حسابهاى ايران را بسته است. البته سوفت و  وايرؚ  ترانسفعر (فدرال واير ترانسفعر) پول  نقد را جابجا نميکنندؚ بلکه فقط از طريق پيام؛ به صاحبان معاملات ارزى پيام رسانى ميکنند؛ و تراز معاملات را گزارش ميدهند.

ايران از طريق حواله  که در بالا به آن اشاره شدؚ دلار هاى خودرا دريافت ميکند. اما ارسال پول نقد و طلا از طريق خلبانان هواپيماهاى مسافر برى انجام ميشودؚ و يا از طريق حمل و نقل هوايى؛ اما در مورد ايران؛ دلار نقد و طلا از کشور مبدا به خلبان هواپيماى ماسفر برى تحول داده ميشود که در کشور مقصد تحويل دهد. چند تا از اين کشورها چين ؛ مالزى ؛ روسيه ؛ عمان و پاکستان هستند٠ 
شرکتهاى صادر کننده؛ و خود دولت که صادر کننده است؛ از طريق حواله و دلار نقد به طريق بالا دلار نقد و طلا دريافت ميکنند.
اما شرکتهاى صادر کننده در کشور؛ براى دريافت پول خود؛ مجبود به تبديل دلارهاى خود به ريال هستند و بنابراين دلار هاى خودرا از طريق ارز نيما به بانک مرکزى با قيمت چهل و يک هزار تومان ميفروشندؚ ؛ بانک مرکزى دلار را از شرکتهاى صادر کننده به قميت جهل و يک هزار تومان ميخرد و در بازار آزاد به صرافيها شصت و پنج هزار تومان ميفروشد. و در اين معامله بانک مرکزى و دولت ۲۴ؚ۰۰۰ تومان سر هر دلات نفع ميکنند. دولت از اين طريق کمبود بودجه خودرا تامين ميکند. و نرخ بازار آزاد را بستگى به کمبود و نياز دولت از طريق نفوذ و به صرافيها بالا و پايين ميبردؚ.

دليل اصلى چند نرخى دلار تامين کمبود بودجه دولت است که بلاهاى گرانى را به سر مردم مى آورد.

ماليات ارزشى

ماليات ارزشى که به انگليسى به آن VAT (Value Added Tax)  ميگويند؛ در جهان ماليات جديدى نيست؛ بيشتر کشورهاى دنيا از اين ماليات استفاده ميکنند؛ از جمله بريتانيا٬ فرانسه؛ کانادا؛ استراليا؛ تايلند؛ و کل اروپا٠

ماليات ارزشى مالياتى است که به قيمت توليدات در زمان توزيع چه از طريق توزيع کننده؛ چه عمده فروش؛ چه خرده فروش اضافه ميشود٠

زمانى که کيفيت توليد عوض ميشود؛ ماليات ارزشى بيشترى به آن اضافه ميشود٠ در حال حاضر نرخ ماليات ارزشى در ايران ده در صد است٠ يعنى به قيمت هر اجناسى که به فروش ميرسد؛ ده درصد اضافه ميشود٠ مثلإ يک کيلو قند به قيمت  بانصد هزار تومان٬ ده درصد ماليات به ان اضافه شده است؛ قيمت پايه يک کيلو قند ۴۵۰ هزار تومان است و پنجاه هزار تومان به قيمت آن اضافه شده است که به جيب دولت ميرود٠
يک مثال ديگر: شير تازه را در نظر بگيريد؛ شير تازه وقتى به فروش ميرسد؛ ده درصد به قيمت آن اضافه شده است٠ البته بعضى
يز کشورها؛ از توليدات خام ماليات نميگيرند؛ به عنوال مثال؛ از شير خام؛ تخم مرغ خام؛ گوشت خام ؛ گندم ماليات نميگيرند؛ چون نياز اساسى مردم است٠

وقتى شير تبديل به ماست ميشود؛ ده درصد ماليات ارزشى به قيمت ماست اضافه ميکنند؛ وقتى شير تبديل به پنير ميشود؛ ده درصد ماليات ارزشى به قيمت پنير اضافه شده است؛ همه اين مالياتها به حساب دولت واريز ميشوند که براى بودجه کشور استفاده ميشوند٠
به گزارش خبرگزارى مهر  ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳ ؛( در سال ۱۴۰۲ بالغ بر ۸۰۵ هزار و ۹۲۲ میلیارد تومان درآمد مالیاتی وصول شد که نسبت به مدت مشابه پارسال (حدود ۴۷۲ هزار میلیارد تومان) ۷۱ درصد و نسبت به بودجه مصوب ۱۰۸ درصد رشد داشته است.؛ از مجموع درآمدهای مالیاتی سال ‏۱۴۰۲، بیش از ۴۸۴ هزار میلیارد تومان (معادل ۶۰ درصد) از محل مالیات‌های مستقیم شامل مالیات بر اشخاص حقوقی با ۳۱۳ هزار میلیارد تومان، مالیات بر درآمدها با ۱۴۲ هزار میلیارد تومان و مالیات بر ثروت با ۲۸ هزار میلیارد تومان است.؛ همچنین در سال ۱۴۰۲، بیش از ۳۲۱ هزار میلیارد تومان (معادل ۴۰ درصد) از محل مالیات بر کالاها و خدمات وصول شده که نسبت به مدت مشابه پارسال ۸۱ درصد و نسبت به بودجه مصوب ۱۰۶ درصد رشد داشته است.
در سال ۱۴۰۲، ‏ سهم مالیات مشاغل ۶ درصد از کل وصولی در حدود ۵۱ هزار میلیارد تومان و سهم مالیات کارکنان بخش خصوصی و عمومی ۱۰ درصد از کل وصولی، حدود ۸۰ هزار میلیارد تومان است.)

اگر مالياتهاى خدمات رسانى  مثل بليط اتوبوس شهرى ؛ اتوبوسهاى ميانشهرى؛ بليط هواپيما؛  کرايه هتل؛ کرايه ماشين؛ فيش آب و برق؛ گاز؛ فاضلاب؛ تلفن همراه و غير همراه؛ و بقيه جمع کنيد؛ پول هنگفتى نصيب دولت ميشود٠

درآمد دولت از ماليات در مقايسه با در آمد حاصل از فروش نفت؛ قابل مقايسه نيست٠ بنابراين؛ دولت ايران ما يک دولت فوق العاده غنى هست ولى سوء مدیریت؛ فساد ادراى؛ چپاول؛ و خالى کردن جيب مردم امرى عادى در ايران شده است که مردم به آن توجه نميکنند؛ و از مسؤلين جوابگويى نميخواهند٠ راه درست جواب خواستن و جوابگو کردن مسؤلين؛ توصل به نمايندگان مجلس است٠ کسانى که به يک نماينده راى داده اند و به اين نماينده شغل داده اند؛ بايد از نماينده جواب بخواهيند و نماينده مجلس از مسؤلين جواب بگيرد و به مردم خود جواب بدهد٠ جوابگويى و مسؤليت پذيرى از کف خيابان و تظاهرات حاصل نميشود٠ راه قانونى رفتن و نمايندگان را جواب گو کردن؛ سالم ترين راه گرفتن جواب و راه حال است٠
 

پيام اميد
آوريل ۲۰۲۴

Leave a Reply

Your email address will not be published.